توقع

تمام غصه ها
دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت !
اندازه می گیری !
حساب و کتاب می کنی و مقایسه می کنی ...
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، که زیادتر دل داده ای ،
که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ،
به قدر یک ذره ، یک نقطه ، یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است
که ...

به نام عشق می بریم ...

/ 8 نظر / 23 بازدید
باران

عزیزم مخاطب خاص داشت؟؟؟؟؟؟؟

باران

سلام پیام . چه خوب میشه اگه درک و بینش درست و قشنگی از دوست داشتن داشته باشیم و مفهوم حقیقی اون رو بدونیم اون موقع است که دیگه ترازویی بر نمیداریم تا سبک یا سنگینیش رو اندازه گیری کنیم یا مقیاسی رو براش در نظر نمیگیریم آخه مگه مسابقه است که کی کم تر یا کی بیشتر؟ دوست داشتن یه مو هبت الهیه که خداوند به قلبهامون عنایت کرده و کسی که این موهبت رو به دیگران میبخشه از روی میل واختیار این کار رو میکنه و چرا باید در مقابش متوقع باشه؟ اینکه کسی محبت میکنه و در مقابل محبتی رو از روی دل میبینه این ارتباط متقابل پایه واساس این عشق ودوست داشتن رو مستحکمتر و رابطه ها رو قشنگتر میکنه و اگر هم نبینه تنها آسیبی که میتونه ببینه اینه که در همون نقطه بمونه و قدرت رشد نداشته باشه.[گل]

باران

توقع نداشتن؟ ولی دوستی مثل رابطه لازم و ملزومه به نظر من نمیشه روش اسم توقع ر و گزاشت درست مثل سلامی که علیک جوابشه. غیر از این تو راه رو رفتی با دلت با تمام وجود و احساست بدون هیچ توقع و چشمداشتی اما در آخر به جایی میرسی که جز انگشتهایی که به اتهام به سمتت دراز شدن و لحظه های از دست رفته ای که هرگز نمیتونی برشون گردونی چیزی نیست. توقع نداشته باشیم ولی بدونیم دوستمون.رفیقمون . یارمون یا هر چی که اسمشو میزاریم چند مرده حلاجه . یه حاده یک طرفه همیشه محدوده . با نگاه کردن به مسیر طی شده و نگاه به گذشته زندگیامون درک این مطلب روشنتره .

باران

چیزهایی که فرمودید بله همشون میشه توقع . هر کس رو همونجور که هست باید خواست درست. منظور کلامم این بود و هست که در انتخابمون درست انتخاب کنیم که وقتی به انتهای راه رسیدیم که وقتی دوستیمون این رابطه ی لازم و ملزوم رو نداشت که وقتی همه ی مسیر رو به تنهایی طی کردی و به گفته و فرمایش شما هیچ توقعی هم نداشتی وقتی به آخر راه رسیدیم ایستادیم و راهی که طی کردیم رو نگاه کردیم بگیم نوش جونش .

!!!

اما این وسط،‌ اگه نگفته یه نفر تمام توقعات تورو بی جواب نگذاشت و اجازه نداد تو حتی به فکرشون هم بیفتی و احساس نیاز کنی و کمبودشونو احساس کنی، تمام خواسته های تورو بی اینکه تو به زبون بیاری برات برآورده کرد،‌و "اسمشو توقع هم نگذاشت" اسمشو گذاشت محبت به دوست،‌برآورده کردن نیازهای دوست، به فکر دوست بودن، آب دادن به گل محبت، این چی میشه؟! اگه در مقابل بخواد که گاهی به نیازهاش یه توجه کوچیک کنی،‌میشه توقع؟؟؟؟!!! چی میشه؟!!!‌ برای حرفهای "باران" که زیر بار نرفتی،‌برای اینها هم نمیری؟!!

!!!

از حرف تا عمل خیلیه... بعضی ها فقط بلدن شعار بدن... یادبگیر کمتر شعار بدی بیشتر تلاش کنی. آدم ها سخت عوض میشن و دیر... اما بالاخره عوض میشن... درست مثل رشد ناخن ها و موهای سر که وقتی زنده ای به کندی صورت میگیره اما صورت میگیره... اما از وقتی که گذاشتنت توی یه جای نمورو پر از مور و ملخ... اونوقته که رشد موهات دوبرابر موقعی بشه که زنده بودی... نمی دونم چرا به اینجا رسیدم... اما امیدوارم عوض شدن توی یه زندگی کوتاه اونقدرها برامون سخت نباشه... نه اونقدر که دلِ خیلی ها رو بخاطرش بشکنیم..

باران

سلام پیام جان این خیلی بی انصافی که اون دوست عزیزتشمارو متهم به شعار دادن کردن ایمان دارم که ایشون شناخت دقیقی از شما ندارن چون چیزی که اصلا در وجودت نیست شعار دادنه میدونم که یا چیزی رو نمیگی یا اگه بگی امکان نداره بهش عمل نکنی و حرف وعملت یکیه. راستی میبنم که شما هم از دوستانتون متوقع هستین آخه وقتی از کسی توقعی ندارید . توقع داریداون هم از شما توقعی نداشته باشه. بگو خوب[شوخی][گل][قلب]