پیام دوستی

پیام دوستی
نویسنده : payam - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳۱
 

راز دوستی

راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی.


 
 
پیام دوستی
نویسنده : payam - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳۱
 

دوستی

این که گفتند: دوستی از عشق بالاتر است به خاطر این است که درعشق، عاشق و معشوق دوتااسم دارند ولی در دوستی هر دو یک اسم دارند و آن دوست است ودوستی نشان کمال  و اتحاد و برابری و یگانگی بین عاشق و معشوق است.


 
 
خوب بودن و خوبی کردن
نویسنده : payam - ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۱
 

گاهی قلمم ،

عرق شرم می ریزد بر دفترم

از هم آغوشی دستانی که

به سوی دستی

 دراز نکرده...

نفرین بر این دست ها ...!!!...

 

 

یکی از دوستان عزیز کامنتی برایم فرستاده که نظرم را روی صفحه نوشتم تا شما هم  اگر مطلبی به نظرتان رسید برایم بفرستید که خوشحال می شوم.


نظر ارسال شده :

پیام عزیز . سنجیدن عملکرد من رو خیلی به فکر فرو برد.یعنی اینکه انسان مقیاسی برای خوبی قرار بده؟ خوبی که خوبیه.و تعریف شده است یعنی باید بدونیم دیگران در مورد این خوبی چه فکر می کنند یا عملم درست بوده؟؟؟پس با این اوصاف کسی که به طور معمول اشرافی روی عملکردش نداره و تنها عملی رو در جهت خیر خواهانه انجام می ده باید بعدش اون رو سنگ محک بزنه؟یا باید خوبی رو بشناسیم بذرش و بپاشیم و نگاهی به معنای دریافت خوبی /خوبی برای خوبی /نداشته باشیم .

دوست دارم نقطه نظرت رو در این باب بدونم


نظر پیام :

خوب و مهربان بودن همیشه آسون نیست و این نیست که به دیگران اجازه بدیم تا راه خودشون رو برن تا با مخالفت نکردن آدم خوبی شویم و خدای نکرده  پیامد اعمال مخربشون را ببیند و هم چنین به این معنی هم نیست که اجازه بدیم دیگران از ما سوء استفاده کنند و ما را وادار به این کنند که بر خلاف طبیعت خود کاری را انجام دهیم.

خوب بودن، کیفییتی است و بایستی با احتیاط کامل با آن برخورد کنیم.

اولین گام در خوبی کردن ، نیت خوب داشتنه و عیار خوبی را تفکر تعیین می کند و همیشه خوبی 100 در 100 به کسی باعث کمک کردن به او نیست و خوبی برای هرکس فرق میکنه. اما من خوب بودن و خوبی کردن را دوست دارم .
اما جدیدن بسیار در مورد خوبی کردن فکر می کنم .پیش اومده که خوبی به کسی کردم فقط برای دل خودم و بدون هیچ هدف و نظری ولی بعدها متوجه شدم که آن خوبی جرقه ای شده برای اینکه طرف مقابلم به چیزهای دیگری فکر کند و داستان تازه شروع شود و تا به پایان رساندنش هزار بدی کرده ام و هزار بار بر خودم لعنت فرستاده ام بابت آن خوبی و خوب بودنی که ثمره اش اینهمه بدی بوده است.
آدم خوب بودن سخته چون اگر به جایی برسی که اکثریت اطرافیانت به خوب بودن تو یقین پیدا کنند ، به تو رو اورده و دردها و رازها و غصه ها و مشکلاتشان را به تو می گویند و همه انتظار رازداری و کمک از تو خواهند داشت و فکرشان این است که تنها کسی که پیشت آمده آنها هستند و غافل از اینکه امثال آنها شاید زیاد و ظرفیت تو محدود.


تازه جالبش اینجاست که وقتی خوبی هایت زیاد شد ،
خوبی نکردنت ، از دید دیگران می شود مساوی با ، بدی 
خوبی نکردنت ، از دید دیگران می شود مساوی با ، بی تفاوتی
خوبی نکردنت ، از دید دیگران می شود مساوی با ، نامردی
خوبی نکردنت ، از دید دیگران می شود مساوی با ، آدم بد بودن
خوبی نکردنت ، از دید دیگران می شود مساوی با ، مثل بقیه بودن
که این از همه بدتر و دردناکتر است و هیچکس نمی فهمد که تو با خودت قرار گذاشتی که خوب باشی نه با دیگران.

خیلی ها می گویند خوبی را با بدی جواب داد که من  با این جمله بسیار مخالف هستم چون خوبی که جواب نداره و اگر من به کسی خوبی کردم و او بدی کرد هیچوقت نباید ناراحت این باشم که ای کاش من هم به او خوبی نمی کردم.

به نظر من  بهتر است هر  وقت قصد خوبی کردن داشتی،  فکر کنی که طرف مقابلت هیچوقت نمی تواند جواب خوبی تو را بدهد .
من همیشه سعی کرده ام کمی از ظرفیت خودم را خالی بگذارم تا در این مواقع از آن استفاده کنم و اگر ظرفیتم پر شد.  دیگران را کمی  رها کنم تا  به آرامش برسم.
اما در کل خوبی کردن  همانطور که از اسمش پیداست ،خوب است و لذت بخش.  اما به شرطی که هر وقت دوست داشتی و به هر کس که خواستی،  باشد و بدون مزد و پاداش اجبار و ریا .

به قول دوستمان بیاییم بذر خوبی را کاشته و دنیایمان را با خوبی پرکنیم  تا دیگر جایی برای بدی نمانده باشد که کسی بتواند بدی کند.

به تمید آن روز.

خدایا از تو تشکر میکنم که خوب ها رو کنارم جمع کردی تا با بازدم آنها،  من هم کمی خوب بشم.

پیام.

 


 
 
سنجیدن عملکرد
نویسنده : payam - ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٩
 

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.

 پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن ...چمن ها را به من بسپارید؟

" زن پاسخ داد:  کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

 پسرک گفت: "خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد".

 زن در جوابش گفت:  که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.

" مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

 مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد، " نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه.

 

پیام نوشت :

عالم آنکس بود که بد نکند         نه بگوید به خلق و خود نکند

چقدر ما خودمان را زیر ذره بین قرار میدهیم و آیا خودمان را از زاویه دید دیگران سنجیده ایم. خیلی از ما اعتقاد داریم که کاری که انجام میدهیم بهترین کار و رفتارمان با دیگران شایسته ترین رفتار و تصمیماتمان از نظر دیگران بهترین تصمیم است .

نامه عیب کسان گیرم که بر خوانی چو آب 

نیم حرف از نامه خود بر نمی خوانی چه سود؟

 ولی ممکن است که اینها فقط یک خیال واحی و خام باشد و بخاطر عدم انتقاد شنوی، دیگران هم از بیان آن به ما کوتاهی کرده و در حبابی که درونش قرار داریم حرکت کنیم و این امر باعث دورتر شدن دوستانمان از ما می شود و کسی که عیب خود را نبیند به بیان عیوب دیگران می پردازد.

 « خود فضیحت ، دیگران را نصیحت! »

 

اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم(بقره/44)

آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را از یاد می برید؟

 

امیدوارم که بتونم خودم به حرفهایی زدم عمل کنم تا آشنایانم از تغییرات من  به شوق آمده و شروع به تغییر نمایند.

انشاءاا...


 

 


 
 
لبخند بزن
نویسنده : payam - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦
 


 
 
باغبان پیر
نویسنده : payam - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٦
 

باغبانی پیرم...

باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم

کوله ام غرق غم است، آدم خوب کم است

عده ای بی خبرند، عده ای کور و کرند

اندکی هم پکرند و میان رفقا، عده ای همچو شما تاج سرند!