پیام دوستی

سایه درون ما
نویسنده : payam - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۸
 

خیلی از الفاظ و القابی که  به دیگران نسبت می دهیم می توان گفت که به خودمان بیشتر نزدیکی دارد تا به دیگران  و یا  در خودمان می توان اثراتی از آن را یافت که پنهان می باشد. و این همان سایه درون ماست که اگر به شناخت آن بپردازیم خواهیم توانست کمی به برطرف کردن عیوبمان کمک کنیم و در جهت سلامت روانی و شناخت درونمان گام برداریم.

بد نیست یک داستان از ملانصرالدین در این رابطه برایتان بگویم:

روزی یکی از بزرگان شهر به درخواست مکرر ملانصرالدین،  قراری گذاشت  که یک روز به منزل ملا برود  و چون موقع قرار رسید به درب منزل ملا رفت و هرچه در زد و منتظر ماند، او نیامد و روی درب نوشت « نادان  احمق » و رفت .  آن بزرگ وقتی به بارگاه خود رسید ، ملا نصرالدین ، سراسیمه خود را به او رساند و گفت که من را ببخشید.  قرارم یادم رفته بود و وقتی که رسیدم منزل و اسم شما را  روی درب منزلم دیدم ، تازه یادم افتاد که با شما قرار داشتم و خود را سریع به شما رساندم.

من اگر نادان نباشم کسی را نادان نخواهم دانست  و اگر احمق نباشم کسی را احمق فرض نمی کنم. وقتی کسی را به چیزی تشبیه میکنم حتما خودم هم از آن جنس هستم و آن را تجربه کرده ام و یا نشانه هایی از آن خصلت را دارا هستم.

من جنس آب را میدانم که چیست و وقتی دست به پارچه ای می زنم که نمدار است بیدرنگ متوجه می شوم که به آب آغشته است. من هرچه بیشتر با عصبانیت خو گرفته باشم بیشتر به افراد عصبانی توجه میکنم و به آنها عصبانی می گویم. معمولا آدمهای نادان اکثر اطرافیان خود را نادان می پندارند. آدمهای پولدار بیشتر اطرافیان خود را با پولشان مقایسه میکنند و در کل انسانها با کسانی که با شرایط خودشان همخوانی دارند همزاد پنداری می نمایند.

خود من به شخصه در خیلی از موارد اعتقاد به این داشتم که دوستان و نزدیکانم به فلان مشکل مبتلا هستند و دچار فلان اشکال در رفتار خود می باشند و حالا  متوجه شدم که هر ایرادی که در دیگران می بینم حتما نشانه هایی هم در من وجود دارد . پس اولین قدمی که باید بردارم این است دیگر در موردشان قضاوت نکنم و بعد سریع به درون خودم رجوع کرده و به کنکاش در مورد آن ایراد در درون خودم بپردازم.

در اصل یکی از بهترین راههای شناخت درون خود و یا به اصطلاح روانشناسی، پیدا کردن سایه وجود خود، دقت به همین واکنشهایی است که ما در قبال همدیگر داریم و بهترین نشانه از سایه خود ما این عکس العمل هاست. حال این عکس العمل ها خوب باشد و یا بد فرقی ندارد. وقتی من الگوها و شخصیتهایی که در اطرافیانم هستند را از آدمهای فداکار انتخاب می کنم، یعنی در وجودم از این خصلت خوشم می آید و  خودم نیز این خصلت را دارم. وقتی افراد خوش گذران را دوست دارم یعنی به این خصلت میل دارم حال اگر به خوش گزرانی در زندگی خود نمی پردازم ، در حال آزار دادن وجود خودم هستم.

انسان دارای وجودی سرشار از کلیه احوالات می باشد، انسانیت، ترس ،شیطانی و هیجانی ، عرفانی و ... .

شاید درک این مطلب قابل قبول نباشد ولی من و شما هم می توانستیم یک قاتل یا یک دزد باشیم ، اگر در شرایطی خاصی قرار می گرفتیم. چون آن دزد و قاتل نیز وجودش با ما یکی بوده و در اثر شرایط و موقعیتهای متفاوتی که قرار گرفته به این گونه تغییر یافته و  به اینجا رسیده است.

اما درون ما بعضی از توانایی ها بالقوه هستند که اگر آنها را کامل بشناسیم می توانیم ایرادات بسیار بد خود را رفع و از توانایی هایی که در درونمان نهفته است آگاه و برای پیشرفت در زندگی آینده خود استفاده نماییم.

اگر مجالی بود در آینده بیشتر در این باره خواهم نوشت.

موفق و پیروز باشید.


 
 
قضاوت
نویسنده : payam - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٧
 

اگر می خواهی قضاوتم کنی ؟

کفش هایم را بپوش


راهم را قدم بزن


دردهایم را بکش


روزها وسال هایم را بگذران

بعد "قضاوت" کن !

 

هر پرهــــــیزکار گذشـــــــته ای دارد

و هر گناهکار آینده ای

پس ، قضــــــــاوت نکن . . .


 
 
من نی می زنم
نویسنده : payam - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٧
 

 

در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ

ترجیح میدهم چوپان باشم

همدیگر را بدرید

من نی میزنم… 


 
 
باور
نویسنده : payam - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٧
 
به اندازه ی باورهای هر کسی با او حرف بزن

بیشتر که بگویی ، تو را احمق فرض خواهد کرد !

 
 
از انسانها بت نسازید
نویسنده : payam - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٧
 


 
 
اعدام دسته جمعی چراغها
نویسنده : payam - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٧
 

 

هر کس روشنی دهد ، عاقبتش دار است !

 سقف خانه را ببین

اعدام دسته جمعی چراغها !


 
 
وجود انسان، کاخی با هزارن اتاق
نویسنده : payam - ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۳
 

وقتی من، کودکی بنام پیام  به دنیا آمدم وجودم همانند کاخی بود که هزاران اتاق داشت و شروع به حرکت در این کاخ و باز کردن اتاقهایش کردم و کنجکاوانه و بسیار سرمت از این اتاق به اتاق دیگر می دویدم. همه آنها برایم جالب و زیبا بود و برایم بیشتر از محتویات داخل آن و نمای ظاهری و تاریکی و روشناییش، تجربه اولیه اش و اینکه اولین بار واردش می شدم زیبا بود.

سالها طول میکشید که به همه این اتاقها سر بزنم . اتاق بازی، اتاق رویا، اتاق خواب، اتاق هیجان، اتاق اشک، اتاق ترس، اتاق شجاعت، اتاق حماقت، اتاق ارزو، اتاق لبخند، اتاق شهوت، اتاق قدرت، اتاق خیانت، اتاق بخشش، اتاق قصاص، اتاق نیایش، اتاق غرور، اتاق تکبر، اتاق بزرگی، اتاق آرامش و ....

اما کم کم که وارد هرکدام از آنها شدم و دیگران متوجه شدند که من وارد آن اتاق ها شده ام ، واکنشهایشان نسبت به من شروع شد . هر کس یک اتاق را نهی کرد و گفت که خوب نیست و آن اتاق را برایم مناسب ندید و من را مجبور و یا پیشنهاد کرد که درب آن را ببندم و دیگر وارد آن اتاق نشوم.

بعضی از آن اتاق ها را به خاطر پدر و مادرم، بعضی دیگر را بخاطر دین و مراجع دینیم، بعضی دیگر را بخاطر شرایط زمانه و مملکتی که در آن زندگی می کنم، حتی برخی از اتاق ها را با وجود خوب بودنشان و ارزشمند بودنشان، فقط به خاطر دردسرش و به خطر افتادن آینده ام، و برخی دیگر از اتاقها را به خاطر قدیمی بودن و از مد افتاده شد نشان، خلاصه اینکه  دونه به دونه بسته شد. و امروز که به کاخ پیام سرمیزنید دیگر کاخی نمی بینید و فقط وفقط چند اتاقی باقی مانده.

حتی خودم هم دیگر خیلی از اتاقهایی که بسته ام را از یادم رفته و نمی دانم که در کدامین قسمت آن کاخ قدیمی قرارداشته و کم کم یادم رفته که روزگاری وجودم سرشار از اتاقهایی بود که می توانستم به آنها رفته و در آنها زمانی را بگذرانم.  گویا هرچه بزرگتر شدم ، ترسوتر هم شدم. بعضی را به مسخره میگن که «بچه که ترسوندن نداره».ولی برعکسه.  بچه ترس حالیش نمیشه که و هرچقدر هم که بگیم اوفه و اخه و جیزه، باز تا ولش کنیم میره سراغش . ولی آدم بزرگا، نه ، سریع میترسن و در انجام کارشون تجدید نظر میکنن.

من پیام هم در بچگی خیلی جسارت داشتم و تا تونستم در هر اتاقی که تو کاخم بود و تونستم باز کردم  و کم کم که بزرگتر شدم  کمتر سراغش رفتم و حالا حتی بعضی از اونها رو هم که رفته ام را  انکار می کنم .

 

 بعضی وقت ها هم میگن: « پیری و معرکه گیری» و یا میگن « فیلش یاد هندستون کرده » همان انسانی است که در کودکی به سراغ اطاقی رفته که برایش جالب بوده و چون در اون زمان نتونسته لذت کامل را از آن اتاق ببره ، دوباره به راه افتاده و داره تو کاخ وجودش به سراغ اون اتاق ها میره .  و یا حوس کرده اتاق هایی که قبلا نرفته حالا تجربه کنه.

 

امروزه اکثر ما آدمها در تلاش برای فهمیدن این هستیم که کدامیک از دوستانمان و آشنایانمان در حال باز کردن یکی از آن اتاقهای کاخ وجود خود هستند تا او را قضاوت کرده و مورد مواخذه قراردهیم. همیشه نگران بد شدن نزدیکانمان هستیم خود را در جایگاه او قرارداده و از کاری که  او انجام میدهد و از نظر ما نادرست است احساس ناراحتی  و دلخوری و نگرانی میکنیم.

بحثم به درازا کشید ولی جالب دیدم که یک نکته را که از دید روانشناسی به نظر من جالب آمده را برای شما هم بیان و در دفعات بعد بیشتر راجب آن خواهم نوشت. 

« در علم روانشناسی می گویند که ، هر عمل  و یا حرکتی دیگران  که شما را آزار میدهد  و شما واکنش زیادی نسبت به آن نشان می دهید به معنی آن است که شما هم نشانه هایی از آن عمل را در خود دارید».

یعنی اگر  از عصبانیت دیگران بسیار می رنجید ، شما هم عصبانیت نهفته ای دارید که در خود مخفی کرده اید و یا حرص و ترس و ...

و بلعکس از خصلتهای خوب نزدیکانتان که لذت میبرید به معنی آن است که شما هم آنها را دارا هستید و ابراز بیان آنها همان فرافکنی هایی است که شما از درون خود دارید و باید به آنها دقت و توجه داشته باشید.

 به امید دیدار مجدد.

موفق و پیروز باشید


 
 
آرزویی که برایم جالب و شنیدنی بود
نویسنده : payam - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۳
 

بر حسب اتفاق نشستم و صحبتهای نابینایی را گوش کردم که می گفت:

 « یکی از آرزوهایم از روز تولدم دیدن خواب بوده است. دوست داشتم خواب رنگها، دریایی که در کنارش زندگی میکنم، چهره انسانها و خواب ... خیلی چیزهای دیگر . این آرزو سالها طول کشید تا بزرگ شدم و تازه متوجه این مطلب شدم که چون از روز تولدم هیچ نگاهی به این عالم نداشته ام، ذهن من هم توان ساختن و تجسم چیزهایی که من ندیده ام را ندارد و تقریبا می توان گفت که من حتی از دیدن خواب چیزهایی که انسانهای عادی می بینند را ندارم » .

یاد ضرب المثل « مگر خوابش را ببینی» افتادم که انسانی از دیدن خواب نعمتهایی که ما داریم محروم است ولی در جایگاه خود محکم ایستاده و شکر گزار و انسانی موفق است و گله ای از خدایش نکرد و با تقویت حس های دیگر جای بینایی خود را کاملا پر کرده و برای من ، جالب تر از همه این بود که تعمیرکار دی وی دی و دستگاه پلی استیشن است .

 من به شخصه خیلی از مواقع ادعا می کنم که انسان شکرگزار خداوند هستم و می توانم با مشکلات این عالم، دست و پنجه نرم کنم ولی واقعیت چیست و من در شکرگزار بودن و تحمل مشکلات و شرایط خاص چه جایگاهی دارم و نمره ای که خداوند و یا نه خودم به خودم چند می دهم و از 1 تا 20 جایگاهم چند است و ردم یا قبولم و یا شاگرد ممتاز.

نمی دانم ولی از خدای خودم عاجزانه در خواست دارم که در تمام لحظات زندگیم کمکم کند که از کنارم بودنش مطمئن باشم و اگر نعمتی نصیبم شد درک و فهمی هم ضمیمه آن باشد و اگر محرومیتی شامل من گردید، به داشته هایم قانع باشم و درک درستی از داشته و نداشته هایم داشته باشم .     آمین یا رب العالمین  

 


 
 
می دانی ، یک وقت هایی باید
نویسنده : payam - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۱
 

    

به قول حسین پناهی:


می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی "تـعطیــل است"

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی،دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی،در دلـت بخنــدی به تمام افـکاریکه پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند،آن وقت با خودت بگویـی :

بگذار منتـظـربمانند ....



 
 
ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ
نویسنده : payam - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۱
 

 

ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﻤﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ…
ﮔﻠﻮﯼ ﺧﺸﮏ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥﺗﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ…
ﻭ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯﮐﺎﺟﯽ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺪ …
ﻭ ﺑﺎﻏﯽ ﺍﺯ ﻫﺠﻮﻡ ﺩﺍﺱ ﻫﺎ ﭘﺮﭘﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ…
ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ،

(  اگر خدا بخواد کسی رو بکشه،هیچ کس نمیتونه از اون محافظت کنه.
و همچنین اگه خدا بخواد از کسی محافظت کنه،هیچ کس نمیتونه اونو بکشه.  )

ﮔﻠﯽ ﺑﺎﻻﺭﻭﻧﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ …
ﻭ ﮐﺮﻡ ﮐﻮﭼﮑﯽ …ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎ …. ﻭ ﮐﻮﻫﯽ ﺳﺨﺖ ….
ﻋﻘﯿﻖ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﻭ ﺍﯾﻨﻪ ﻭ ﻣﺮﻣﺮﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ …
ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻧﻪ ..
ﮔﻠﯽ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﯼ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻏﺎﺭﺗﮕﺮﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ …
ﺧﺪﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻏﯿﺮ ﻣﻤﮑﻦﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﻤﮑﻦ ….
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﯾﮕﺮﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ …


 
 
خدایا شکرت
نویسنده : payam - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٩
 


 
 
ای کاش که می شد(رویایی کودکانه)
نویسنده : payam - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳
 

 

کاش هرکس تو این روزها، سردش بود با دیدن این آتیش

مجانی مجانی مجانی خودش و خانوادش گرم گرم میشدن

 بیاییم قدر زندگی هایمان را بدانیم که چه آرزوهایی از دیگران
 
 
 
در زندگی ما هست ولی آرزو نیست و به آن دقتی نداریم

 


 
 
مشکل بینایی در اکثر انسانها
نویسنده : payam - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳
 

یکی از مشکلاتی که ما انسانها با آن درگیریم نگاهی است که به پیرامون خودمان و از زاویه خود داریم و با توجه به این نگاه تمام تصمیمات خود را اتخاذ می کنیم.

خود من به شخصه در خیلی از موارد چیزی هایی را که می بینم ، مبنای تفکرم است و دیدگاه هایم بیشتر تحت تاثیر دیدم است تا اندیشه ام. و شاید از روی آن دیدگاه ها، بارها و بارها تصمیماتی گرفته و قضاوت هایی انجام داده باشم که از نگاه دیگران نادرست است.

ما انسانها به حس بینایی خود خیلی اطمینان داریم. و اولین مرجع قضاوت را دیدن و بعد شنیدن و بعد احساسات و بعد ... و در اخر از روی ایمان و بی طرفی و تفکر.

و جالب تر اینکه همیشه خود را حق و دیگری را ...

و همیشه چیزی را که می بینیم، فکر میکنیم درست است  و تصویری را که از دنیای پیرامون خود، در مغزمان کشیده ایم را بدون اشکال و کامل می دانیم.

من خودم بسیار سعی کردم که بهتر ببینم . بهتر درک کنم . کمتر از روی این دیده ها و شنیده ها قضاوت کنم . و یا اصلا قضاوت نکنم . ولی اگر راستش بگویم نشده و  سخت است و شاید نشدنی .

شما چطور . آیا به سمت تمرین برای بهتر دیدن و کمتر قضاوت کردن و بهتر و درست تر تصمیم گرفتن حرکت کرده اید .

آیا تصمیم ندارید در این راه قدم بر دارید و یا اگر قدم برداشته اید تا چه حد موفق بوده اید؟

بیایید کمی با هم به این موضوع فکر کنیم و همدیگر را کمک کنیم.

من بعضی از اوقات که این حرف ها را با دوستان دیگران مطرح میکنم آنها خیلی از مواقع که کوچکتری حرکتی از من سر میزند و یا قضاوتی، اتفاق میافتد، در مقابلم گارد گرفته و حالت حجومی به خود میگیرند و این مطلب را بیان میکنند که (( تو که این همه ادعات میشه چرا اینجوری عمل میکنی و ...))

و در پاسخ باید بگویم که ، تمام کسانی که این مطلب را می خوانند بدانند که :

« پیام در هیچ یک از کلمات و صحبتهایی که شاید انجامش از پس انسانهای خوب و شایسته بر می آید ادعایی نداشته و ندارد و نخواهد داشت. و هدف از بیان آن با دیگران گوش زد کردن به خود شخص بنده برای بهتر شدن خودم است و بس »

پس ای دوستان عزیز،  اگر نوشته یا حرفی از من خواندید و شنیدید که با اعمالم مغایرت داشت ناراحت نشوید و اگر مطلب و گفته ام به درد انسان شدن می خورد شما عمل کنید تا الگویی شوید برای من که بی عملم. و اگر هم بدردتان نمی خورد که از کنارش به راحتی بگذرید و مانند بازپرس عمل نکنید و هر حرفی را که زده ام را بر علیه خودم  استفاده نکنید.

خدایا، ای بیناترین و ای شنواترین و ای نهایت عدالت و ای آگاه‌ترین و تعیین کننده قضا و قدر و ای کاردار و دادستان، کمکمان کن که ما نیز کمی در نگاه هایمان و شنیده هایمان و کردارمان باز نگری کنیم و صبور باشیم و درست تصمیم بگیریم.

که بهتر از تو ، در این را کسی یاری رسان ما نیست.

آمین .

 


 
 
مراکز انرژی و چاکراها
نویسنده : payam - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳
 

دو سیستم عمومی فیزیولوژی  در بدن شناخته شده است ،گردش خون و سیستم عصبی  توسط رگهای خونی در تمام بدن حتی زیر پوست ها جریان دارند و وظیفه شان سوخت و ساز  بدن و رساندن مواد غذائی و اکسیژن به سلول و اندامها و دفع گازکربنیک  و مواد زائدند . مرکز آن در  قلب است و به وسیله دو سیستم متفاوت سرخرگ و سیاهرگ وظیفه شان را انجام می دهند .سیستم عصبی نیز در همه جای بدن  منشعب شده اند . وظیفه شان تبادل پیامها و اطلاعات و هماهنگی کلیه اعمال عالی وجود ماست. مرکز آن در مغز قرار دارد و به وسیله طناب نخاعی در امتداد ستون فقرات و اعصاب دوگانه سمپاتیک و پاراسمپاتیک وظیفه اش را اعمال می نماید. این دو سیستم عمده به کمک کالبد شکافی پزشکی بخوبی شناخته شده اند .

نهانگرایان ، روشن بینان علوم باطنی و استادان باستانی یوگا،طب سوزنی ، چی کونگ ، آیوررودا و برخی علوم کهن دیگر پرده از راز درونی سیستم دیگری بنام سیستم انرژی ها گشوده اند .

این دانش های کهن و بسیار دقیق معتقدند که یک سیستم انرژیک در بدن انسان وجود دارد که امروزه در غرب تحت عنوان rieki  شهرت یافته است .rie به معنای انرژی جهانی و ki هم جزئی از آن انرژی می باشد . که در چین به آن چی(chi) ،در مسیحیت ، ایت (iyht) یا روح القدس ،جادوگران قبایل بدوی بدان مانا(mana) و یوگی ها بدان پرانا (prana) و پژوهشگران روسی نام آن را انرژی پلاسمای حیاتی (bioplasmic energy) گفته اند. بسیاری از مواقع خود ما نیز  وجود چنین انرژی هایی  را احساس می کنیم در انجیل مرقسس a160 می خوانیم . دستان خود را بر بیماران نهید ، آنان شفا خواهند یافت .

آزمایشات و تحقیقات بسیاری وجود چنین انرژی هائی را در بدن ثابت می کند خصوصا گسترش کاربرد طب سوزنی که دقیقا بر اساس یافته های گردش چنین انرژی هائی در بدن است این امر را اثبات نموده است . محقق بزرگ ژاپنی یوکوهاما موفق به ساخت دستگاهی شده است که جریان چنین انرژی را در بدن انجام می دهد . وقتی شخصی با تمرینات مدیتیشن ، یوگا و تمرکز یا نیایش های روحانی انرژی درونی خود را فعال می کند دستگاه حساس فوق آن را ثبت می نماید.

همچنین، یوگا ، بعنوان یک دانش کهن ولی بسیار دقیق و اعجاب انگیز بطرزی ظریف و روشن پرده از راز انرژی برداشته است .

یوگا اگر چه دارای آموزش های گسترده ومتنوع است اما در این خصوص در شاخه ای به نام کندالینی یوگا بطور خاص به این شگفتی می پردازد.جالب است بدانیم مسیر این انرژی نیز دو قطبی است ، کانال های انرژی که نادی نامیده می شوند در تمام بدن انشعاب یافته اند و بصورت کانال های مثبت و منفی به نام های آیدا و پینگالا و یک جریان سومی نیز به نام سوشو منا که از بینشان می گذرد ، به انتقال این انرژی ها می پردازد.

وظیفه این سیستم حفظ انرژی حیاتی در وجود ماست و مرکز آن در پائین ترین قسمت ستون فقرات قرار دارد. و به موازات ستون فقرات بالا می آید و تا انتهای سر دارای هفت میدان و مرکز است . این میدان های انرژی ، چاکرا (charka) نامیده می شود چاکراها مراکزی هستند که انرژی ها در آن جا مرکزیت می یابند و فعال کردن آنها خصوصیات متفاوتی را ظاهر می سازد. تمرینات و تکنیک هائی که می تواند این مراکز را فعال سازند متعدد و ویژه هستند و نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال است. توانائی و قدرت های حاصل از فعال شدن انرژی چاکراها ، کرامت یا سیدهی (sidhi)  نامیده می شود و به معنای قدرت های روحی است

 

مراکز چاکراها بطور خلاصه

 

چاکرای اول : مولادهارا          Mooladhara

منطقه: بین معقد و دستگاه تناسلی (نشیمنگاه)

مانترا: لام (lam)

رنگ : قرمز تند

عطر: درخت سدر – درخت میخک

نت:دو

صدا:C

موسیقی :UH

وظیفه : جوهره فیزیکی

غدد مرتبط : فوق کلیوی که آدرنالین تولید می کند

عضو وابسته: استخوان ها ،دندان ها، ناخن ، پا ،روده،مقعد، پروستات

شکل : نیلوفر چهار پر

تاثیرات: سبکی – سخنوری- روحیه شاد- لذت طلبی – نیروی جنسی – نغمه سرائی – نادانی و دید مادی

جهت حرکت : به سمت پایین

مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد (جهت عقربه ساعت )

هفت بدن : مادی Phisycal Body

 عوارض احتمالی اولیه: توجه به مسائل مادی و خواهش های نفسانی

حرکات یوگا :Asanas

نشست صحیح (Staff Posture) – پروانه (boundangle) – پل (bridge)  - خرچنگ (crab) – نیم فشار پا (half wind relieving)  - فشار پای کامل (fullwind reliving ) – ملخ (locust) – جنین (child) – نیم هلال ماه (half warior)

 تنفس :Pranayama

دم آهنگری (بهاستریکا)

مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :

آگچاری مودرا ( خیره به نوک بینی ) – مولاباندا ( فل عجان یا دهانه رحم)

 

چاکرای دوم : سواد هیستانا Swadisthana

منطقه : انتهای ستون فقرات 1 تا 12 اینچ زیر استخوان خاجی

مانترا: Vam وم

رنگ: نارنجی

عطر : روغن Ylang – ylang  جوب صندل

نت : ر

صدا : D

 موسیقی : ooo

وظیفه : تولید مثل جنسی

غدد مرتبط : پروستات ،گنادها

عضو وابسته  : کلیه ها ،مثانه ها ، اسپرم ها ،مایعات بدن ، اعضای تکثیر شونده

شکل : نیلوفر شش پر

تاثیرات : گفتار شیرین ، رهائی از خشم و پرخاشگری ،زدودن جهل،علاقه به خواب و سستی ،تحریک جنسی ،خاطرات

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد (عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : عاطفی (اثیری ) emotional etheric

 عوارض احتمالی اولیه : تحریک و تزلزل امور جنسی و احساسی – بروز عقده های گذشته و سرکوب نیاز ها تردید و دودلی

حرکات یوگا : Asanas  حرکت قایق

مارکبری (cobra) – ایق به روی سینه (boat) – کشش پشت نشسته (seated forward bend)  - کشش کامل خوابیده پروانه (supinebund angle) – حالت سگ (dog) – گربه (cat) –حرکت سگ (puppy dog)- خم به جلو نشسته پاهای باز (seated angle)- خرس تعادلی (balancing bear) – قورباغه (frog)

تنفس: Pranayama

اودیانا

 مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :

آشوینی مودرا – در زنان ساها جولی (انقباض عضلات داخلی واژن و در مردان (واجرولی مودرا (انقباض و بالا کشیدن دستگاه تناسلی و شکم به بالا )

 

چاکرای سوم : مانی پورا     Manipora

منطقه : در پشت و امتداد ستون فقرات مقابل ناف ، پشت شکم

مانترا : RAM   رم

رنگ: زرد – طلائی

عطر : اسطو خودوس bergamot

نت: می

صدا: E

موسیقی : OH

وظیفه : ساختار وجودی

غدد مرتبط : پانکراس

عضو وابسته : شکم، معده ، کبد ، طحال ، دستگاه گوارش ، صفرا ، سیستم عصبی خودکار

شکل : نیلوفر ده پر

تائیرات : خلق کردن ، رهائی از بیماری ، غلبه بر تنش کشف گنجها، شهامت و جسارت

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت )

هفت بدن : ستاره ای astral

عوارض احتمالی اولیه : ناباوری به جریانات طبیعی ، احساس تسط ، عدم امنیت

حرکت یوگا : Asanas

کمانی (bow) – کشش پشت نشسته (seated forward bend ) – قایق از پشت (upward boat)  - خط کش از پشت (inclined plane ) – قهرمانی 1 (warrior I) – قهرمانی 2 (warior II) – نیم چرخ (half circle  

 

 تنفس : Pranayama

تنفس شکمی – تنفس درخشش جمجه ( کاپالا بهاتی ) – تنفس سگ – تنفس سگ و گربه – اودیانا

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :

یوگانیدرا – فشار و ماساژ همزمان انگشت دست راست به روی ناف و دست چپ به پشت مقابل ناف .

 

چاکرای چهارم : آناهات       Anahata

 منطقه : در پشت و بین دو کتف مابل جناغ سینه بالاتر از قلب

مانترا : yam  یم

رنگ : سبز ، صورتی

عطر : روغن گل سرخ

نت: فا

صدا : F

موسیقی: AH

وظیفه : عشق خالص

 غدد مرتبط : تیموس

عضو وابسته : قلب ،قفسه سینه ، پوست ، گردش خون ، حفره شکم

شکل : نیلوفر دوازده پر

 تاثیرات : راه دل – صلح – عشق خالص – هنر ، ادبیات – خوانندگی ، شفا بخشی – موسیقی – بر آوردن آآرزوها

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : ذهنی mind

عوارض احتمالی اولیه : در جستجوی پاداش ، تا حدی احساس دوروئی ، عدم پذیرش راحت عشق دیگران

حرکات یوگا : Asanas

ماهی (fish) – یوگا مودرای ایستاده (standing yoga modra )  - کاپوت (pigeon ) – شتر (camel ) – انبساط سینه ایستاده (standing back bend) – مثلث 90 درجه با حالت سلام و چرخ (prayer twist )

تنفس : Pranayama

تنفس سینه ای – تنفس زنبوری

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص:

فشار دست و ماساژ بین دو کتف در پشت آناهات – اجاپاجا پا

 

چاکرای پنجم: ویشودهی  wishuddhi

 منطقه : پائین و پشت مهره گردن ، بین گودی گلو و حنجره

مانترا : hum  هام

رنگ : آبی کمرنگ

عطر : مریم گلی ، اوکالیپتوس

نت : سل

صدا : G

موسیقی : EYE

وظیفه : بیان ، بودن

غدد مرتبط : تیروئید

عضو وابسته : گردن ، گلو ، فک ، گوش ، صدا ، نای ، ریه ، مری ، بازوها

شکل : نیلوفر شانزده پر

تاثیرات : خروج کالبد اختری ، رازجوی ، تله پاتی – رفع سموم بدن ، غلبه بر گرسنگی و تشنگی

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ :  زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت)

هفت بدن : روحانی Sprit

عوارض احتمالی اولیه : قضاوت از روی ترس و عدم پذیرش ، پر گوئی ولی احساس می کند منظورش را نتوانسته بیان کند .

حرکات یوگا : Asanas ماهی (fish)- نیم ایستادن روی شانه (half sholder stand ) – گاو آهن (plow)- انبساط سینه ایستاده (standing back bend )   - شتر (camel)

 تنفس : Pranayama  تنفس شانه ای

تنفسشانه ای – تنفس روحی (اوجائی) – تنفس سگ و گربه

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :

کچاری مودرا (قفل زبان و کشیدن زبان به سقف دهان ) – جالانداباندا (قفل چانه )

 

چاکرای ششم : آجنا       Ajna

منطقه : بین دو ابروان ، بالاتر به پهنای یک  بند انگشت بالای پل بینی و جلوی سر

مانترا: (کشام )OM اُم  رنگ: نیلی،بنفش عطر:نعناع،یاسمن   نت:لا    صدا:A   موسیقی:AYE      وظیفه:دانش هستی   غدد مرتبط:هیپوفیز صنوبری 

عضو وابسته:صورت، چشم، گوش، بینی    شکل:نیلوفر دو پر(96 پر)   تاثیرات:روشن بینی –  درک عالی و حس خروج روح از بدن – چشم خدا

جهت حرکت : جلو   مسیر ماساژ : زن (جهت عقربه ساعت) مرد( عکس عقربه ساعت )  هفت بدن : کیهانی Cosmic

عوارض احتمالی اولیه: تردید در مسائل روحی و تغییر ، گرایش به استدلال و اثبات عقلی و علمی امور ، گرایش به پذیرش مشاهدات سطحی

حرکات یوگا:Asanas

جنین (Child) – سرزانو (seated head to knee) – مثلث کناری (pyramid/runners stretch) – سرزانو با زاویه باز (side seated angle )

تنفس : Pranayama

تنفس درخشش جمجمه (کاپالابهاتی )  - تنس با یک بینی (سوخ پراک ) – تنفس زنبوری (بهراماری) – تنفس منقار کلاغ (کاکی)

مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص:

تراتاگا ( خیره شدن به شعله شمع و خیره شدن به چشم سوم) – ماساژ بالا و بین دو ابروان مورچاپرانایام – یونی مودرا – شامبا هاوی مودرا – مدیتیشن و مراقبه

 

چاکرای هفتم : ساهاسارا   sahasara

منطقه : بروسط سرومغز تاج سرقرار دارد                مانترا : om ام         رنگ : بنفش و سفید      عطر :olibanum  نیلوفر   نت: سی      صدا:Bموسیقی : EEE

احساس سرخوردگی ، عدم غلبه برترس و اضطراب  وظیفه : وجود مطلق و خداگونه گی     غدد مرتبط : صنوبری (کاجی شکل ) و مخاطی   عضو وابسته : مغز ،مخچه

شکل : نیلوفر هزار پر  تاثیرات : خالصترین حالت بودن ، آرامش مطلق ، اتحاد کامل و جهت حرکت : بالا   مسیر ماساژ : زن ( عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت  )

هفت بدن : نیرو انائی Nirvana عوارض احتمالی اولیه : ناتوانی در درک نیرو و اتحاد کیهانی .

حرکات یوگا Asanas

یوگا مودرا نشسته دست بالا (seated yoga mudra) –ایستادن روی سر (head stand ) – حالت کوه ایستاده (mountain) – نیم ایستادن روی سر (half head stand)

تنفس : Pranayama درخشش جمجمه (کابالا بهاتی) مودرا، باندها و تمرینات مخصوص : مدیتیشن و مراقبه


 
 
بعضی از انسان ها ( بخش اول)
نویسنده : payam - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢
 

 

بعضی از انسان ها، فرشته ای هستند که در زمین، آلاخون والاخون شده اند!

بعضی از انسان ها، آهوان آواره ای هستند که از اتوبان آسمان منحرف شده و به درّه ای در زمین سقوط کرده اند!

بعضی از انسان ها، میوه ی کال کمالند!

بعضی از انسان ها، مجذور فرشته و شیطانند!

بعضی از انسان ها، ماهواره ی گردش افلاکیان به دور کره جمال و کمالند!

بعضی از انسان ها، دستِ بلندِ آفرینش بر پیشانی تفکّر طبیعتند!

بعضی  از انسان ها، کتری آب جوشی از اندیشه اند که همیشه روی اجاق روشن زمانه قرار دارد!

بعضی از انسان ها، قهوه ی تلخ کافه ی کفرند!

بعضی از انسان ها، نیش عقرب کینه اند و بعضی، نوش زنبور عسل محبّتند!

بعضی از انسان ها، همان صابون ابلیسی هستند که به جامه ی فرشته ها خورده اند!

بعضی از انسان ها، طوطی سخنگوی فطرتند!

بعضی از انسان ها، وزیر دارایی عقلند!

بعضی از انسان ها، مدیر دبستان وجدان!

بعضی از انسان ها، مهندس ریاضتهای دروس اخلاقیند!

بعضی از انسان ها، از خویشاوندان نسبی صبوری هستند و بعضی، از اقوام ماقبل تاریخِ عجله های شیطانی!

بعضی از انسان ها، با زیبایی مثل سیبی هستند که از وسط نصف شده باشد!


 
 
بعضی از انسان ها ( بخش دوم)
نویسنده : payam - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢
 

بعضی از انسان ها، قاشق چایخوریِ چاشنی های زندگی اند!

بعضی از انسان ها، مرّبای قوام گرفته ی مرّبی های دلسوزند!

بعضی از انسان ها، نوشداروی پیش از کشتنِ سهرابند.

بعضی از انسانها، چای شیرین اخلاق را به حوزه لبهای خلایق صادر می کنند!

بعضی از انسانها، باربران سینیِ «فراماسونری» هستند!

بعضی از انسانها، سوی دلشان آنقدر کم است که با عینک علوم تجربی، به عالم غیب چشم غرّه می روند!

بعضی از انسانها، دستگاه گیرنده امواج فطرتشان، موجی شده است!

بعضی از انسانها، نقطه آغاز پایانند و بعضی دیگر نقطه پایان آغازند!

بعضی از انسانها، «داروین» هایی هستند که تکامل یافته اند و به صورت میمونهایی با بدنهای پوشیده از پشم انواع و اقسامِ فرضیه ها، به جهان عرضه شده اند!

بعضی از انسان ها، به صورتِ مادرزاد، به کریِ چشمِ دل و کوریِ گوشِ هوش، مبتلایند!

بعضی از انسانها، شگفت ترین حادثه در پروسه زمینند!

بعضی از انسانها، آب به آب انبار برده فروشان فکری می ریزند!

بعضی از انسان ها، لالایی های از ما بهتران را به خوبی می دانند ولی سعی می کنند که هیچ وقت خوابشان نَبَرد!

بعضی از انسان ها، بچه گنجشکی تنها نیستند، بلکه کبوتری همراه با دریچه ی بازی از الهامند!

بعضی از انسان ها، حتی در ادای دو رکعت «درستی» و «راستی» ، کثیرالشک هستند!

بعضی از انسان ها، در «روضه ی روزه» اصلاً نمی خندند!

بعضی از انسان ها، رادیوی یک موجی هستند که تنها امواج فرستنده ی «اهریمن» را دریافت و پخش می کنند!


 
 
بعضی از انسان ها ( بخش سوم)
نویسنده : payam - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢
 

 

 

بعضی از انسان ها، «کتاب لغتِ» انواع غلط هایند!

بعضی از انسان ها، «تخته سیاه» سنگدلی و قساوتند!

بعضی از انسان ها، «حلوای» رحمدلی و مروّتند!

بعضی از انسان ها، دیروزهایی هستند که از امروز بهترند، و بعضی دیگر امروزهای بهتر از دیروزند!

بعضی از انسان ها، مخلوطی از چند کیلو رنج و چند مثقال شادیند!

بعضی از انسان ها، باغ سرسبزی از دانایی اند که پنجره ای به خیابان خاطرات خطیر دارند!

بعضی از انسان ها، جوهر همه ی جواهرات گران قیمتند!

بعضی از انسان ها، کتابی هستند که نسیم عبور زمان، تند و تند آن را ورق می زند و به اوّلِ پایانِ خود می برد!

بعضی از انسان ها، پنجره ای هستند که از پشت شیشه ی آن می توان باغ حکمت و ملکوت را به سیری نظاره کرد!

بعضی از انسان ها، «جوهر لیموی» حوادث و بعضی هم، «زاج کبود» خورشیدند!

بعضی از انسان ها، همسران همه ی نوازندگان نازند، و بعضی، همسران نوادگان نیاز!

بعضی از انسان ها، «فلاش» دوربین اداره ی مرکزی خلقتند!

بعضی از انسان ها، «رنگی» هستند، و بعضی دیگر کاملاً «بی رنگ» !

بعضی از انسان ها، همایش همدمی در «تالار وحدتِ» آفرینشند!

بعضی از انسان ها، کلمه ی زیبای خداوند، و معبر گامهای همه ی «گلواژگان» هستند!

بعضی از انسان ها، تاجران اعمال نیکند!

بعضی از انسان ها، فروشنده ی دوره گرد کالای کلامند!

و بعضی از انسان ها، ماهی «غزل» آلای دریای «احساس» و «اندیشه» و «معنایند» !